سفارش تبلیغ
صبا ویژن
لوگوي وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازديد امروز :45
بازديد ديروز :91
کل بازديد :125534
تعداد کل ياداشته ها : 123
100/1/24
6:46 ص

با این همه بی تابی سرمد، چه کنم

از فرط غم دختر احمد، چه کنم


با یاد غم مادرمان می سوزم

خون جگر از دیده درآمد، چه کنم


هیئت شده برپا همه جا، لیک بگو

با حسرت دیدار محمد، چه کنم


گیرم دلم آرام گرفت از یادش

با این همه تاثیر و پیامد، چه کنم


هر کار که کردم دلم آرام نشد

هر دم به مسیر تو خرامد، چه کنم


با عشق و صفا سوی پدر می رفتی

این بار پدر سوی تو آمد، چه کنم

 

کاکتوس


99/10/7::: 5:28 ع
نظر()
شعر ، بغض ، دل ، اشک ،
  
  

دیوار سنگ صبور من

وقتی دلت گرفت با دیوار درد و دل کن....

دیوار ها با دقت به صحبت هایت گوش می دهند.

دیوارها هرگز رویت بر نمی گردند.

دیوارها هرگز ناراحتی هایت را بعدا به رویت نمی آورند.

دیوارها برای گوش دادن به حرف هایت منتی سرت ندارند.

دیوارها وقتی ناراحت هستی پشتت را خالی نمی کنند.

پیش دیوارها که باشی راحت بغضت می ترکد.

می توانی ساعت ها سر بر دیوار بگذاری و اشک بریزی، مطمئن باش دیوارها رازت را به کسی نخواهند گفت.

دیوارها نمی گذارند کسی اشک های تو را ببیند.

دیوارها اشکهای تو را فورا و با تمام وجود به خود جذب می کنند.

حتی می توانی در اوج عصبانیت به دیوارها مشت بکوبی، هرگز از این کار ناراحت نخواهند شد.

کاش من هم یک دیوار برای دردهایم داشتم......

اینجا که من هستم همه دیوارها فرو ریخته اند.......


91/10/17::: 10:12 ص
نظر()
  

 

حرفامو میشنوی از لابلای شعر اینجوری بهتره

اما بدون هنوز شبهام بدون اشک محال بگذره

 

بودی کنار من اما چه سوت و کور من بودمو خودم

با این همه ولی از گوشه گیریات خسته نمیشدم

 

تو با خودم که هیچ با سایه ی منم حرفی نمیزدی

با این همه ولی به شب نشینی دلم خوش اومدی

 

از چی برات بگم وقتی نگفته هام با من آجین شده

حس میکنم دلم غمگین ترین دله روی زمین شده

 

روزا که میگذرن اما محاله که حسم عوض بشه

آخه هر شب یه ذره شعر روح خرابمو سمت تو میکشه

 

امشب قراره که با خاطرات تو بازم بشینمو باز دردو دل کنم

با کاغذای شعر صبحو ببینمو غرق خودم بشم

 

با قطره های اشک رو کاغذای خیس

این بیت آخره اما همیشه شعر پایان قصه نیست

 


91/8/18::: 10:36 ع
نظر()
  
   1   2   3      >